![]() |
![]() |
|
| هر چه می خواهد دل تنگت بگو |
|
یادش بخیر انگار همین دیروز بود، کلاس استاد غیبی قرار بود شروع بشه همه دنبال یه جای خالی می گشتند تا به اینترنت وصل بشن ما هم برای اولین بار دیر نرسیده بودیم آخه گفته بودی یه وبلاگ ساختی و تولد منو هم توی وبلاگت تبریک گفتی یادته چقدر حال کردم آخ که اون روزا چه کیفی داشت زمستون می شد و هوا هم خنک بود تازه از اردو برگشته بودیم اون روزا هیچوقت یادم نمیره، یادم نمیره که چقدر می خندیدیم ،شوخی می کردیم، سر به سر هم میذاشتیم ،مریمو چقدر عصبی می کردیم ،یادم نمی ره مریم هی سرمون جیغ می زد و می گفت بسه دیگه چقدر سرو صدا می کنید ،لیلا می گفت شما دوتا دیوونه اید از مریم یاد بگیرید تولدتو هم عزیزم جز اون چیزاییه که مطمئن باش هیچوقت یادم نمی ره از همین جا می بوسمت و مثه همیشه برات آرزوی خوشبختی و سلامت می کنم این گل قشنگ هم هدیه تولد تو
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 7:42 توسط نرگس |
|
|
تا صداي پاهايم را در سكوت مخملي شب نشنوي حجم نگاه تو بر شانههايم سنگيني ميكند جهان در انتضار توست یا صاحب الزمان سلام امروز روز افتتاحیه وبلاگمه یادش بخیر اون روزا که اون یکی وبلاگم رو ساختم توی بهار بود بوی گلا می آمد اما حالا تابستونه و فقط بوی گرما میآد اشکالی نداره هر چی که هست قدمش مبارک دوستای خوبم امروز یه هفته ای میشه که از مشهد برگشتیم جای همتون خالی بود خیلی خیلی خوش گذشت آخه می دونید شش سالی بود برام فرصت زیارت امام رضا پیش نیومده بود انشا الله که قسمت همه شما بشه نمی دونید چقدر شلوغ بود و با این وجود عالی بود تو این یه هفته هر وقت که غروب می شه دلم پر می زنه واسه خوندن نماز تو صحن امام رضا نمی دونید چقدر با صفاست اگه این روزا شما هم قسمتتون شده و می خواهید برید اونجا از ما هم یاد کنید با اجازتون پروژه پایانی دانشکده هم مونده می دونم همین روزا که با مرضیه و مریم بریم پیش استاد پوست از کلمون می کنه آخه قرار بوده از اول تابستون واسش گذارش کار تهیه کنیم ولی منو مرضیه چی؟ مثه همیشه بی خیال |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 8:42 توسط نرگس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با من غریبگی نکن با من که در گیر توام چشماتو از من بر ندار من مات تصویر توهم ...... |
| پیوندها |
|
شکوه ایستادن مری بلاگ اشک عشق مریم آنلاین داداشی محمد رضا صدای آشنا داداشی آباد داداشی حسین آبجی افسانه |
|
RSS
|