![]() |
![]() |
|
| هر چه می خواهد دل تنگت بگو |
|
خدايم ! دستهايت هميشه مرهم اين دل زخمي بوده ، و شانه هايت امن ترين محل براي گشوده شدن بغض هاي كهنه، و آغوشت بهترين مأمن براي رسيدن به معناي واقعي آرامش. خدايا ! دوستت دارم !...براي اثبات بندگيم بگو تا چه كنم ؟...باورم داري ؟ خالق هميشه جاويدم ! محتاج توام و اين را با غرور فرياد ميزنم تا همه بدانند كه هميشه و هميشه و هميشه نيازمند كمكت هستم. با تمام بندگيم برايت به خاك سجود مي افتم و در هر سجده هزاران هزار بار
مي گويم : خالق هميشه محبوبم دوستت دارم و هميشه و همه جا حضور مهربان وگرمت را كنارم، نزديك تر از رگ گردن حس ميكنم. خالقم ! اي مهربان آسماني من ! هرگز تنهايم مگذار كه نبود تو مهر پاياني است بر زندگي اين بنده كوچك تو ! هميشه با من باش...هميشه ! پروردگارم ! آغوش بگشا...بنده ات سوي تو بال پرواز گشوده... آغوش مهربانت را بگشاي تا دمي در آن بياسايم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 17:51 توسط نرگس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تو با این دل کندن کجا ...رفتی بی من ...هنوووز می شینم به هوای دیدن تو بیا ...که رها شم از این همه درد ، که صدا شم از این شب سرد... که تموم بشه فاصله ها بیا ...که من از تو خسته ترم ،که من از من بی خبرم به هوای خونه ...بیا ...تا پیدا شم ...نذار تنها باشم هنوووز مشینم به هوای دیدن تو به شب رسیدن تو ...به هوای دیدن تو ...تو شب رسیدن تو... |
| پیوندها |
|
شکوه ایستادن مری بلاگ اشک عشق مریم آنلاین داداشی محمد رضا صدای آشنا داداشی آباد داداشی حسین آبجی افسانه |
|
RSS
|