![]() |
![]() |
|
| هر چه می خواهد دل تنگت بگو |
|
نگاهم کن... امسال و امروز بیست و یکمین بار است که تو را میخوانم. درمحفل سه گانه "شمع وگل وپروانه"ازهمه بهترترش گل بودن است.گل شدم دربین این سه یاربعدازمدتی دیدم پژمرده ام رفتم ازمحفل بیرون.گفتم پروانه شم درجمع سه یاربه سراغ گل می روم درنورشمع …اما دیدم پس ازپژمردن گل پرکشیدم و رفتم سراغ گلی دیگر.اما اکنون شمعم آرام آرام آب می شوم نورم روشنایی محفل پروانه وگل می شود."اشک هایم محکم کردن جای من است"(گل رفت پروانه رفت شمع درجای خودآب می شود وچشم انتظار…)
من تو اين دنيا سه تا دوست دارم ...خورشيد ،ماه و تو . اولي رو واسه روزام مي خوام دومي رو واسه شبام ولي تو رو واسه تک تک لحظه هام مي خوام
مریم عزیزم تولدت مبارک
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 14:26 توسط نرگس |
|
|
باری دیگر کمیل علی را باز می کنم. می خوانمش... بسم الله... اینبار با قلبی عاشق، عاشق تو .... گونه هایم تر می شوند . مثل گونه های تو ....توئی که در غربت برایم گر یستی و منی که هرگز نتوانستم به تو بگویم که بی نهایت .... بی نهایت.... دوستت می دارم ..... منی که هر لحظه را با یاد تو آغاز می کنم.... شوق رسیدن زمزمه ی شکست فاصله ها.... خرد شدن ناتوانی ها،دیوانه کردن تقدیر، تقدیر من و تو ..... صدایی می آید اکنون .... سکوتی دلگیر..... پسرکی دلتنگ..... این اشک ها هستند که دامان مرا غرق در نیاز کرده اند ...... نیاز به تو ..... در باز می شود ..... دخترکی از جنس نور..... نگاهی می اندازد ..... چشمانم خیره به در مانده ..... و درمانده از عظمت چشمان تو ..... نگاه آسمانیت .... هنوز کمیل می خوانم ..... کنارم می نشینی ..... سجاده ای آورده ای..... باز می کنم،عطر رازقی می دهد.... دست به صورتم می کشی. اشک هایم را با دستان مهربانت پاک می کنی.... دوباره سکوت.....آرام..... آرام..... نامت را لرزان صدا می زنم....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 19:51 توسط نرگس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با من غریبگی نکن با من که در گیر توام چشماتو از من بر ندار من مات تصویر توهم ...... |
| پیوندها |
|
شکوه ایستادن مری بلاگ اشک عشق مریم آنلاین داداشی محمد رضا صدای آشنا داداشی آباد داداشی حسین آبجی افسانه |
|
RSS
|