![]() |
![]() |
|
| هر چه می خواهد دل تنگت بگو |
|
می خواهم از تو برای تو بنویسم . خوبترین من، با سلامی دوباره به تو . به تو که بر زبانت، کلام محبت و بر لبانت، تبسم مهر ، و بر سر انگشتانت، گرمی صداقت جاریست . به تو که در چشمانت عطوفت موج می زند و از مردمکانت نور زندگی می گذرد . به تو که می توان تمام زندگی را در کلام زیبای با تو بودن خلاصه کرد . به تو که نمای کامل صداقتی .. و به تو که برای من تنهاترين هجراني، همیشه در اوج و نهایتی . ما با هم هستیم مثل صنوبر و سایه . ما با هم هستیم مثل ستاره و همین شب شریف . ما با هم هستیم مثل آینه با انعکاس مجازی لبخند . با تو هستم...هجرانم... با من بمان تا اضطراب جهان را در کنار تو در ترانه ای کوچک خلاصه کنم . با من بمان تا برایت از تو، از خود و از ما بگویم. خدای عزیزم دوستت دارم .......
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 11:9 توسط نرگس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تو با این دل کندن کجا ...رفتی بی من ...هنوووز می شینم به هوای دیدن تو بیا ...که رها شم از این همه درد ، که صدا شم از این شب سرد... که تموم بشه فاصله ها بیا ...که من از تو خسته ترم ،که من از من بی خبرم به هوای خونه ...بیا ...تا پیدا شم ...نذار تنها باشم هنوووز مشینم به هوای دیدن تو به شب رسیدن تو ...به هوای دیدن تو ...تو شب رسیدن تو... |
| پیوندها |
|
شکوه ایستادن مری بلاگ اشک عشق مریم آنلاین داداشی محمد رضا صدای آشنا داداشی آباد داداشی حسین آبجی افسانه |
|
RSS
|